یار

....بیچاره ندانست که یارش سفری بود

/ 2 نظر / 3 بازدید
فرقی نمی کند..

آن بار کز او خانه ما جای پری بود.. سر تا قدمش .... روزهای نخستین آشنایی بود.. رقت شیراز... فال گرفت... و سالهاست که آهی سرد عینکم را می پوشاند هر روز

فرقی نمی کند..

آن یار کز او خانه جای پری .... ... یادم هست.. روزهای نخستین بود.. رفت شیراز .. حافظیه ... فالی گرفت... از آن روز... گاه گاهی تنها آهی... بگذریم ..